تبليغاتX
ترنم باران

ترنم باران

شخصي

 

14 خرداد الي 23 خرداد - درخت آلش

درخت آلش (خوش سليقه)

داراي زيبايي آرامش بخش بوده و همواره نگران وضع ظاهر خود مي باشند. خوش سليقه بوده و تا جايي که امکان دارد به خود سخت نميگيرند همواره يک زندگي منظم و معقول را هدايت مي کنند. اين گروه به ندرت با احساسات خود خوشحال ميشوند و هميشه به دنبال مهرباني و آگاهي در يک شريک احساساتي ميباشند. اغل به مردم بد گمان بودهو هيچ وقت به تصميمات خود اعتماد ندارند. افراد اين دسته بسيار با وجدان مي باشند.

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت12:54توسط مهدیه | |

گروه خوني O بخونيد!
گروه خونی O تیپ گرم

حدود38%مردم جهان دارای گروه خونی O+ و 6%دارای گروه خونی O- هستند.

خصوصیات:
بی پروا،با اراده،مغرور،بخشنده،اجتماعی،با انرژی،برونگرا،رک وصریح،واقع گرا،نمایشی،عمومی،مثبت،مستقل،ریسک پذیر،نا فرمان،بی اعتبار،لجوج وخودمحور. به آسانی دوست می شوندوبا جریانات همراه شده وبه فرصت ها چنگ می زنند.برای شروع یک پروژه یا شکاریک ایده ونظر صریح هستند.درفعالیت های سازمان یافته خوب عمل می کنند.دربعضی موارد چندان دقیق نیستندواحساسات زیاد و قوی از خود نشان می دهند.ممکن است به سرعت مخالفت عمیق خود را با یک نظر بیان کننداما معمولا این مخالفت پایدار نیست.کارگشایانی سنتی،محرک وکمی لاف زن هستند.
احساسات خود را خیلی نشان می دهنداما در برخورد با دیگر گروهای خونی این بیان اظهارات متغیر است.نوعی ظرافت ذاتی وفطری دارند.شخصیت های اجتماعی وپر زرق و برق هستندمیتوانند در حوادث و بحران ها سازگاری خوبی داشته باشند.لغات و کلمات به آسانی به سراغ آنها می آیند.خجالتی نیستندورک وصریح احساسات درونیشان را فاش می کنند.جاه طلب اند اما گاهی با جزییات سرگرم می شوند.علاقمند به حفظ روابط هستند وخودشان در این زمینه تلاش می کنند.

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت12:4توسط مهدیه | |

ادامه خاطرات

اولين گردشي كه با بچه هاي اتاق رفتيم و هرگز فراموش نمي كنم،باغ خان!

يادش بخير بي نهايت خوش گذشت، با اينكه زياد هنوز با بچه ها دم خور نشده بوديم ولي اينقدر مسخره بازي داورديم و خنديديم كه حد نداشت،اونجا رودخانه هم داشت كه موقع برگشت سرتاپاي هممون خيس خالي بود،اون روز خيلي خنديديم،ده نفري گير داديم به نگار بيچاره و خيس خاليش كرديم.

راستي اون دو روزي هم كه خواهراي شكوفه از كرمانشاه اومده بودند خيلي خوش گذشت ،شبا بساط رقص كردي براه بود، يه شب آهنگ گذاشتيم و منم شروع كردم به مسخره بازي و اداي پسرا رو درآوردن و مردونه رقصيدن،ديگه شوخي شوخي واسمون ريش دات و كروات و شكل وشمايل پسرونه درآوردن و سر سفره ي عقد كنار يه عروس نشوندن(عاطي جون)، اون شب خيلي خوش گذشت،دوماد شدنم حال مي ده ها  واي آخوندمون كه اصلا هر كسي از اتاقاي ديگه مي اومد و مي ديدش باورش مي شد آخوند واقعيه(فهيمه)ديگه عقدمون كردن و دوران شيرين نامزدي شروع شد  جداي از شوخي الكي الكي شدش يه شب به ياد موندني

خاطرات باغ دولت آباد و غربال بيز هم فراموش نشدني است،خيلي با بچه ها فاز داد.

جداي از اين روزها ،شباي امتحان مونده بود و ما ها كه لاي كتابامونو باز نكرده بوديم ، اين دو ،سه هفته ،روزي دو يا سه ساعت بيشتر نمي خوابيديم ولي با اين وجود نمي گذاشتيم زيادم بد بگذره،شربازي و مسخره بازي و اذيت كردن بچه ها ،كنار يه عالمه جزوه ي نخونده رو شاخش بود

و اما شب آخر از ترم ۱متحاناتمون تموم شده بود و فرداش همه بايد مي رفتيم شهرامون، دور هم نشستيم و آهنگ سياوش قمشي و يادآوري خاطرات ترمي كه گذشت و آخرش گريه و ناراحتي واسه ي جداييي سه ماه تابستون،فقط بينمون شكوفه گريه نكرد كه اونم واسش جشن پتويي گرفتيم كه بيا و ببين،آخر شب همه رختخوابامونو روي زمين كنار هم پهن كرديم و همه كنار هم خوابيديم ،تازه فرداش هم كه هر كدوممون براي يه ساعتي بليت داشتيم باز تولد نگار بود،اون روزم فوق العاده خوش گذشت.

خاطرات گذشته گرچه امكان تكرارش نيست ولي ياد كردن اونها لبخندو گاهي دلتنگي از دوري بهترين دوستام رو برام پديد مي ياره.

به اميد روزي كه دوباره هممون كنار هم جمع شيم.

بچه هاي ترم ۱:محبوبه گلم،شكوفه،عاطفه،فهيمه،نگار،سارا،سميه،زهرا،مرضيه،فاطمه،صديقه

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت12:12توسط مهدیه | |

آبي تر ازآنم كه بي رنگ بميرم

             از شيشه نبودم كه با سنگ بميرم

                                                      تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبم

                                                                                    شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميرم

+نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت17:0توسط مهدیه | |

درباره ي خردادي ها چي مي دونيد؟

زني با چند شخصيت گوناگون، با قوه تخيل بسيار، خوش سر و زبان، با سليقه، ماجرا دوست و بي ثبات.

او گاهي خانه دار، گاهي تنبل، گاهي جذاب و دلربا، گاهي غمگين و متاثر، گاهي پر حرف و پر سفسطه، گاهي خاموش و كم حرف است.

فكر او دائما در حال پرواز است و او به شيوه هاي خاص دائما به دنبال اين افكار و روياها مي رود. با وجود اين اگر او را قدري عميق تر مورد بررسي قرار دهيم، در ميان اين چند زن ( يا بهتر بگوييم اين زن چند شخصيتي ) موجود رومانتيكي جلب مي كند كه اگر بتوانيد احساسات فكري، روحي و جسمي اش را يك جا مورد بهره برداري قرار دهيد، خوشبخت ترين مرد روزگار خواهيد بود. البته حصول به اين هدف با توجه به برخوردار بودن او از خصوصيات چند گانه، چندان كار ساده اي نيست

سن و سال در رفتار و كردار زني كه در اين ماه متولد شده باشد، تاثير به سزايي دارد زيرا تا زماني كه دوران شباب را پشت سر نگذاشته است، روياهاي عاشقانه تنها انديشه هايي هستند كه در سرش وجود دارد. در اين دوره او به ميزان فوق العاده زيادي دم دمي مزاج و بي ثبات است. او يك روز به خاطر نحوه تبسم، تن صدا ويا حتي طرز راه رفتنتان به دنبالتان مي آيد و بعد در عرض بيست و چهار ساعت آنچنان از شما روگردان مي شود كه از موهاي سرتان تا جوراب پايتان را مورد انتقاد قرار مي دهد و اين كار را آنچنان تند و كنايه آميز انجام مي دهد كه شما احتمالا براي التيام جراحات قلبتان مجبور مي شويد دست به دامان روانكاو بزنيد، اما يادتان باشد كه تا اينجا لااقل صاحب دو دوست دختر هستيد و احتمالا تعداد ديگرن هم هستند كه هنوز از آن ها خبري نداريد. زن متولدشده در اين ماه آنقدر ها هم كه گاهي اوقات به نظر مي رسد، سنگدل و بي احساس نيست. قدرت تحليل بسيار قوي اش موجب پيدايش فانتزي هاي گوناگوني مي گردد كه ابراز احساسات عاشقانه تنها راه برملا كردن آن است و يك متولد برج خرداد لااقل دو برابر زن هاي ديگر به اين كار نيازمند است .

زن متولد خرداد مانند توفان ورگبارهاي بهاري مي ماند، گاهي پر رعد و برق، گاهي پر شور و خروش و گاه مطبوع و عطر آميز و آرام است. در حالات او ثبات و دوام و استمرار وجود ندارد. دختر برج خرداد خيلي بيشتر از آنكه طالب عصبانيت شما باشد، به شفقت شما نياز دارد و براي او جدا مشكل است كه هر بار خود را واقعا تسليم يك نفر بكند. او در حالي كه مجذوب قدرت روحي و هوشي يك مرد است، از جانب رنگر وجودش به سوي هنر و شعر و موسيقي چشم دوخته است

او يك دوست شاد و دل زنده است. در ايامي كه ماه در آسمان نوراني است، او موجودي سرشار از شادي و نشاط است كه با ارائه هوش و ذكاوت و همدلي و مهرباني موجب رضايت خاطرتان را فراهم مي سازد. در طي اين روزها او كوچكترين حركات، گفتار و اشارات عاشقانه داشته باشد. در اين گونه مواقع ظرافت زنانگي به ميزان زيادي در وي مي جوشد اما يادتان باشد كه در صورت لزوم مي تواند سريعا به نقطه برودت و سردي رجعت كند. زن متولد شده در ماه خرداد خيلي به راحتي مي تواند يك مهماني زنانه سوت كور را به شور و نشاط بياورد ويا فكر گرفتاري هاي بزرگ يك مرد را از سرش خارج سازد .

در حالي كه به زحمت مي توان او را در قالب يك زن خانه دار منحصرا خانه دار در آورد. اگر زماني لازم باشد، ساير زنان مخفي شده در وجودش سريعا شروع به خودنمايي مي كنند مثلا شما ممكن است روزي او را در قالب يك باونوي فكور و سخنور كه عقايد فلاسفه بزرگ را مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهد و به شيوه اي تعجب آور درباره سياست و يا ادبيات سخن مي گويد، ببينيد وبلا فاصله روز بعد مشاهده كنيد كه دستخوش احساسات مي شود و اشكش از فرط رقت احساسات جاري مي گردد و خود را تنها و بي پناه نشان مي دهد و لحظه اي بعد دوباره سرشار از تحرك و نشاط مي گردد. بله، او هر چه باشد، يكنواخت و خسته كننده نيست. اگر خيال مي كنيد كه اين اغراق گويي ست، هنر پيشه فقيد« مارلين مونرو» را به خاطر بياوريد. تمام مردهايي كه با وي آشنا بوده اند، از « كارل سندبورگ» گرفته تا آرايشگري كه موهايش را درست مي كرد، او را به صورتي مي شناختند كه با ديگران تفاوت فراوان داشت. دختري كه در برج جوزا تولد يافته باشد، شديدا مايل است كه كسي را واقعا و از صميم قلب دوست بدارد، اما هميشه اين احساس خود را كتمان مي كند، او واقعا بچه دوست است ولي اين حقيقت را از شوهر خود پوشيده نگاه مي دارد. او قبل از ازدواج در هر مردي چيزي جالب دوست داشتني مي يابد، اما پيوسته در جستجوي كسي است كه واجد تمام شرايط و خصائص لازم براي خوشبخت كردن يك زن باشد، او به دنبال يك مرد كامل است. شما او را يار و همدم بسيار خوبي ميابيد. دختري كه طبيعت برج دو پيكر را براي تولدش انتخاب كرده باشد، حاضر است با شما از ميدان ورزش تا سالن سينما و كتابخانه بيايد. او در ميدان ورزش به همان اندازه از خود هيجان و علاقه مندي نشان مي دهد كه در يك مهماني رقص قوه تفكر باشكوهش وقتي كاملا آشكار مي شود كه موضوعي حس كنجكاوي او را تحريك كند. اين خصيصه موجب مي گردد كه با زيركي و قدرت تمام به جست و جوي آنچه كه در مغز شما مي گذرد، بپردازد و براي حصول به اين هدف برخي از افكار خويش را برايتان بازگو مي كند. تا زماني كه شما از او ثبات قدم نخواهيد، زن بي نظيري است. شايد گوشزد كردن اين نكته هم لازم باشد كه او ممكن است خود را صادقانه عاشق شما بداند و بعد شخص ديگري را به مراتب مناسب تر از شما بيايد . او زودتر از هر زن ديگري مي تواند شما را فراموش كند، مگر اينكه دائما در جوارتان باشد. گناهي هم ندارد. طبيعتش طوري است كه تغيير و تحول را دوست دارد و حتي مي توان گفت به آن عميقا نيازمند است. تا زماني كه گذشت ايام به وي نياموخته باشد كه در زندگي پرماجرايي را مي گذراند و اين حالت را باالطبع شامل حال مردي كه عاشقش است نيز مي كند. وقتي پيشنهاد ازدواج شما را قبول كرد و همسرتان شد، آن وقت به مردان ديگري كه نتوانسته اند با گرفتن يك زن صاحب يك حرمسرا شده باشند، دهان كجي خواهيد كرد

زن متولد خرداد شم اقتصادي قوي دارد و اگر شما به كار تجارت مشغول مي باشيد، بهتر است مسائل و مشكلات خود را با او مطرح سازيدزيرا نه تنها مي تواند نظريات جالبي ارائه بدهد، بلكه در اين گونه امور مشوقي بهتر از او نمي توانيد پيدا كنيد. شما مي توانيد در صورت ضرورت از وي بخواهيد كه به دفترتان بيايد و برايتان كار كند تا در آمدي بيشتري را كه به آن نياز پيدا كنيد.

زن متولد خرداد گاهي خيلي كمتر از آنچه كه ظاهر به نظر مي رسد، سربه هوا است.

او لحظه اي غرغر و لحظه اي بعد بدگمان و چند دقيقه بعد چرب زبان مي شود و جالب آنكه در تمام اين دقايق و لحظات با شما مخالفت مي كند. مگر اين نيست كه مردها گاهي مايلند كسي با ايشان به جدل بنشيند؟ بي محلي نكنيد و دامنه گفت و گو را به يك بحث منطي بكشانيد( زيرا اين همان چيزي است كه او در نهان مي خواهد.

او خود را همسر شما مي داند نه زنتان، و خيلي بيش از آنچه كه تصور مي كنيد،‌خود مختار و استقلال طلب است.زن شماره سه حرم موجودي است متنفر از خانه داري و انجام كارهاي روزمره آن، رختخواب پهن و ظرف ها نشسته مي ماند، در حالي كه او روي صندلي راحتي نشسته و غرق در رويا هاي طلايي خود است و يا اينكه كتاب مي خواند. او ممكن است شب كه شما به منزل برگشتيد، يك قوطي نخود فرنگي به عنوان شام جلويتان بگذارد بدون اينكه حتي درش را باز كرده و يا پنج دقيقه آن را توي آب جوش گذاشته باشد. لابد خيال مي كند كه عصباني مي شويد؟ ابدا او درست در همان لحظه اي كه از تعجب دهانتان باز مي شود، چنان گفت و گوي مناسب و شيريني را شروع مي كند كه عميقا از آن لذت مي برديد و آرامش روحي ناشي از اين كار موجب مي شود كه اصلا از ياد ببريد شام چه چيز جلويتان گذاشته است.او ابتدا با زيركي تمام در مي يابد كه آن روز براي شما موفقيت آميز بوده يا يك روز توام با شكست وناكامي، و اگر حالت اخير بوده است، چنان با شما همدردي مي كند و چنان خاطرتان را تسكين مي دهد كه به كلي گرفتاري خود را فراموش مي كنيد. او خيلي به راحتي مي تواند موجبات رضامندي شما را چه از نظر احساسي و چه از نظر عقلاني فراهم بياورد.

خلاصه او دوست همراه بسيار مهربان است. به خصوص آن شب خيلي هم مهربان تر و خوش مشرب تر مي شود زيرا شما از اينكه منزل را گردگيري نكرده، شام را نپخته و به كارهاي منزل نرسيده اوقات تلخي راه نينداخته ايد. اگر شما يك روز به منزل بياييد و به وي پيشنهاد كنيد كه با هم به كنار دريا برويد، ناگهان از شدت شادي از جايش مي جهد و بدون كوچكترين اعتراض و يا حتي بدون اينكه سئوال بكند آيا پول كافي براي آن داريد يا نه، آيا هتل رزرو كرده ايد يا خير؟ به طرف قفسه لباس هايش مي رود تا هر چه زودتر راه بيفتيد.

مادري است شاد و خندان. او اجازه نمي دهد كه بچه ها مانع كارهاي جوراجورش بشوند و علتش اين است كه هميشه سرگرمي هاي زيادي برايشان فراهم مي كند ولي در عين حال بيشتر از سايرين مراقب آنها است. بچه هاي اين زن مثل خودش خود مختار بار مي آيند و از زمره كساني مي شوند كه روي پاي خود مي ايستند. ا اگر كسي از زن شماره چهار حرمسرا بپرسد كه چقدر از وقت خودش را صرف بچه داري مي كند، احتمالا جواب ميدهد:« در خانواده چقدر وقت مطرح نيست بلكه چقدر عشق مطرح است» ، و اين ادعا حقيقت دارد. زيرا يك روز خيلي جدي و سخت گير و روز ديگر خيلي بي توجه و بي تفاوت است، ولي به هر صورت اين بچه ها مخصوصا وقتي كه هنوز خيلي بزرگ نشده اند، صميمانه به او عشق مي ورزند

اين زن عاشق تئاتر است. شما مي توانيد او را به نمايشگاه هاي نقاشي و يا گالري هاي هنري ببريد و او در هر محفلي راحت و آرام و خودماني جلوه مي كند. و دوستانتان به خود مي گويند شما چه مرد خوشوقتي هستيد كه يك چنين همسر دوست داشتني و گرم و ساده داريد. او بسيار رومانتيك و خيلي بيش از حد معمول برخوردار از ظرافت هاي زنانه است. احساسات لطيفش گاهي چنان است كه خودتان و ديگران را متعجب مي سازد. او ممكن است در سال روز تولد شما، يك قطعه شعر عاشقانه زيبا برايتان بسرايد. رفتارش در قالب يك چنين زني چنان است كه شما هميشه با كمال ميل و رغبت گران ترين عطرها و زيباترين لباس ها را برايش مي خريد. اگر پيشنهاد مسافرت به نقاطي را بكنيد كه از نظر طبيعت شاعرانه و زيبا باشد و يا از لحاظ هنري و قدمت مشهور باشد، چشمانش از شادي برق خواهد زد

زن متولد خرداد وقتي كه مي تواند سوار هواپيما شود، با ترن مسافرت نمي كند و به همين ترتيب وقتي مي تواند حرف بزند، ساكت نمي ماند، و وقتي مي تواند بدود، هرگز راه نمي رود و وقتي كه مي تواند كمك كند، از تعاون رو نمي گرداند. سرش هميشه چنان مملو از ايده هاي مختلف قلبش پيوسته چنان مملو از اميدهاي گوناگون است كه انسان خيال مي كند براي تنظيم آن ها بايد دست به دامان يك كامپيوتر شد. با وجود اينها، زن متولد خرداد، به علت طبيعت ونهاد خاص خودش گاه خيلي تندرو و در زندگي بي باك و بي ملاحظه است. بايد شما دائما مواظب او باشيد كه با تندروي و مبالغه جويي خود را گرفتار بلا نكند. لازم است در تمام زندگي مواظب او باشيد كه سرعت چرخش از 150 كيلو متر در ساعت تجاوز نكند. او در تمام عمر محتاج توجه و محافظه كاري شماست

+نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت12:35توسط مهدیه | |

عطيه جون مرسي از لطفت،منم برايت آرزوي بهترين ها رو دارم.

+نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت12:10توسط مهدیه | |

 

اشكهايم بهانه ي ديدار توست و ديدارت درمان سينه ي مالامال از غم من

 

 

خاطرات خوابگاه 

چقدر زمان زود مي گذرد،روز اولي كه رفتيم و خوابگاه و ديديم هرگز فراموش نمي كنم،من كه از وضعيت نسبتا بد خوابگاه بغض توي گلوم گير كرده بود و نزديك بود گريه كنم،از طرفي هم فكر نمي كردم بتونم دوري خانوادم و تحمل كنم،سرپرست خوابگاه گفت اين جوري نمي مونه ، چون تعطيلات ،خوابگاه خالي بوده الان نامرتبه، به شرطي كه بعد از پايان تحصيلاتت به خاطر دل كندن از اينجا و دوستات گريه هم مي كني و واقعا همين هم شد.

اگه نتونم بگم اين دو سال بهترين سال هاي زندگيم بود ولي اين كه بهترين خاطراتم را از دوران خوابگاه و شربازيهاي اونجا دارم دروغ نگفتم.

اوايلش براي من كه بچه ي آخر خونواده بودم و و تا به حال هم طعم دوري رو نچشيده بودم خيلي سخت بود ولي در كنار هم سن و سالا و دوستاي گلي كه پيدا كردم ، اين دوري قابل تحمل بود.

واي ترم ۱وقت يادم نمي ره ،مثل آدماي جو گير ،اصلا سراغ كتاب و درس و...نمي رفتيم،هفته اي يكي و دوبار تولد داشتيم،شب تا ۳يا ۴ بيدار بوديم و صبح سر كلاس چرت مي زديم و هيچي از درس نمي فهميديم،تازه بچه هايي هم كه مي خواستند بخوابند ،نمي گذاشتيم و اذيتشون مي كرديم،هيچ وقت فهيمه رو يادم نمي ره ، شب زودتر از ما مي خوابيد و تو خواب حرف مي زد،من و شكوفه هم مي رفتيم و زير زبون كشي مي كرديم(اسمش چيه و چند وقته عاشقشي و كلي مسخره بازي ديگه)ديگه اينقدر از دستش مي خنديديم كه حد نداشت.

بعضي شبا با شكوفه مي رفتيم تو نمازخونه و نوار مي گذاشتيم و شكوفه رقص كردي ياد مي داد،اكثر دوستامون تولداشون نيمه اول سال بود ،اين بود كه شباي جمعه بساط جشن برپا بود،نصف وقت اون روزمون كه براي بيرون رفتن و خريد كادوي تولد مي گذشت و بقيه هم كه سر تزيين اتاق و بعدش هم شروع كاراي جينگول مستوني و جشن بزن برقص و مسخره بازيو عكس و بخور بخور(هركدوممون اداي رقص پسراي فاميلامون و در مي آورديم و كلي مي خنديديم)

صداي ضبط و بلند مي كرديم و تا سرپرست مي اومد،چراغ و خاموش مي كرديم و مي پريديم روي تختامون و خودمون و به خواب مي زديم،به زور جلوي خنده هامون و مي گرفتيم ، بعضي وقتا هم سوتي مي داديم و قهقهه مي زديم.

مثلا تصميم گرفته بوديم شبا براي دفرمه نشدن هيكلامون شام كم بخوريم،سر شب كه كلي شام مي خورديم هيچي،تازه ساعت۱۲ همه گشنمون مي شد و هر چي تو يخچال بود و مي آورديم وسط و شروع مي كرديم به خوردن، يه شب كه ديگه هيچي واسه خوردن نداشتيم شروع كرديم به خوردن نون و رب ،يه بار ديگه ساعت۱ نصفه شب شروع كرديم به درست كردن غذا ،تا ساع:۳۰شد و خورديم ، ديگه هممون يه چند كيلويي وزن اضافه كرده ز اين كه كي شوهر مي كني و چند تا بچه مي ياري و چند تا خاطرخواه داريو كيا مي ترشن و ....خلاصه اينكه همه حسابي يه پا رمال شده بوديم

شبا يكي از بچه موقع خواب دعاي قبل از خوابش اين بود:اي خداي متكي ،تا كي بخوابم من تكي، او تكي من هم تكي ، پس كي...بقيه اش هم بماند

واي يه شبو هيچ وقت يادم نيم ره ، عصري با بچه ها آش درست كرديم و رفتيم بيرون توي محوطه و چايي و تنقلات و.. ديگه تا هوا تاريك شده بود روي سبزه ها نشسته بوديم و مسخره بازي در مي آورديم ،آخرش قابلمه آش كه ته كشيده بود و برداشتيم و مي زديم روش و مي خونديم و دست و...،اينقدر ديگه جيغ و داد سر داديم كه يكدفعه از نگهباني و سرپرستي اومدن و پاچه گرفتن و كلي نصيحت و...بعد از رفتن اونا انگار نه انگار،اون شب اينقدر خنديديم كه هممون شب دل درد گرفته بوديم.

+نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت13:40توسط مهدیه | |

 

+نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت12:54توسط مهدیه | |

كاش مي شد آدمها مثل پرنده ها پرواز مي كردند،دلم مي خواد مي تونستم هر زمان ،هرجايي كه دلم مي خواست بودم،شايد آسمان زيباترين و قشنگ ترين جايي باشه كه آدم مي تونه براي آرامش انتخاب كنه،من پرواز را دوست دارم براي رسيدن،من پرواز را دوست دارم براي نزديك شدن ،من عاشق پروازم براي لمس كردن عظمت ابرها و ديدن ملجا اشك هاي باران

آري من عاشق پروازم

 

+نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت12:51توسط مهدیه | |

+نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت12:43توسط مهدیه | |