|
بنام او كه تمامش حق و حقيقت است اول از روز تولد خانوم مهديه، خوش گذشت كلي خنديديم، كلي از دوستاي گلم كادوهاي خشگل گرفتم(هاني ،آرام،زحل،منيره،بهناز)،كلي پياماي خشگل بهم رسيد(فاطمه ، منيره، سليله،هاني،دخترعمه جان،سمانه و مريم ،زحل و تبريك بهناز ،سيمين)،سر كلاس قادري هم كلي خنديديم، يه پسره تو كلاسمونه ،رفتاراي احمدي نژادي ازش سر ميزنه، ترم 1 تو چشم دخترا نگاه نميكرد و سرش اينقدر پايين بود كه ما دلمون واسش مي سوخت ،مي گفتيم نكنه مشكل داره گردنش.حالا اينقدر پرو شده كه تو چشم دخترا زل ميزنه و نيششو پرو تا اخر باز ميكنه،عجب ادمايي دورويي ،واقعا كه.....، راستي جناب استاد صفوي هم تشريف بردن امريكا،و تكليف درس مباحث ويژه نامعلومه،و بين آسمون و زمين گير افتاديم . تو مترو بحث انتخابات داغ داغ بود و ملت طرفدار نامزدا خودشون خفه كردن،منم كه جو گير به محموديا ضد حال ميزدم، ولي طرفدارش تو مترو خيلي كم بود، ساعت 10شب بابا اومد دنبالم، تو مسير خونه با بابا كلي خنديديم،ريخته بودن تو خيابونا، بزن و برقص،جالبه كه هركي جواد مي رقصيد طرفدار احمدي نژاد بود،موسوي ها همه باكلاس و تيريپ، اين مرده از سادگي يه عده سواستفاده كرده، از اونجايي كه قشر بي سواد تو ايران زيادن،اونم به زبان بي سوادي صحبت مي كنه، احتمالا راي روستاها رو به خودش اختصاص ميده والبته مردم ساده ،اصلا معلوم نميشه كي راي مياره،اينجا طرفداراي هر دو خيلي ان، ولي موسويا كولاك كردن، خونه كه رسيدم،مامان اينا واسم كيك و كلي كادو خريده بودن،مامان بهم كلي تبريك گفت و من بوسيدمش،جيگر منييييييييييييي اما باز از خيابونها، جناب امين ما رو راه انداخت،من شال سبزمو سر كردم،امينم پارچه سبز زد به ماشينش، رفتيم چهارراه،غلغله بود و راه رو بسته بودن،بزن و برقص،مرده بوديم از خنده،طرفداراي ميرحسين يه طرف خيابونو كامل گرفته بودن، شعاراشون خيلي باحال بود(محمود كم مياره،نقاشي هاشو درمياره. يه هفته،دو هفته ، محمود حموم نرفته. موسوي نازنين ،ناجي ايران زمين.... باحالاش يادم رفته) ، اينا شعار مي دادن و احمدي نژاديا فقط بلد بودن بگن چيزه چيزه... ،يكي از ....قبلي هم اومده بودن تو خيابون با پرچم احمدي نژاد، به مامان ميگم خوبه ردشون كرديم،واگرنه الان ....بيخيال ديگه.خلاصه كه باحال بود، از دست پياما و جكايي كه ساختن كلي خنديديم، ميگن آمارهايي كه ديديد ،نقاشي هاي محمود بود ،4ساله از تهران! ديشب محمد ساعت 1:30پيام داده بيا گوهردشت،خيلي باحاله.بهش ميگم محمدخان چشمم روشن اومدي شهرما فساد ميكني يا درس مي خوني!مگه مامانتو نبينم،بيچاره فكر كنم ترسيد، ولي جهانشهر،عظيميه،گوهردشت، و طالقاني هم خيلي زياد طرفدار موسوي ان ،امين ميگفت اون پايينا احمدي نژاد زياد بودن.ولي با خانوم آبجي كلي خنديديم، هرچي تاكسي و پيكان قديمي و وانت بود عكس احمدي نژاد و هرچي ماشين مدل بالا بود طرفدار ميرحسين بودن، ولي من مطمئنم تو آرا دست مي برن و اخرشم اين جناب دروغگو ي عوام فريب رياكار مياد سركار،مردممون خيلي ساده ان،كاش اينقدر سطحي نگر نبودن،دلم واسه خودم،همه ي جوونا و مملكتمون كه اين همه آدم داغون مسئولشن مي سوزه، اينقدر وسايل تفريح و رفاهي واسه مردم كمه كه اين موقعيت ها سوژه اي ميشه تا مردم و دخترو پسر بريزن تو خيابونا و خودشونو تخليه كنن راستي تهران هم ،ميگفتن وليعصر افتضاح شلوغه و ترافيك كردن،ديروز ديوار سبز رو از تجريش تا راه آهن درست كرده بودن با 300هزار نفر جمعيت طرفدار موسوي و البته احمدي نژاديا هم بودن، امروزم از صادقيه تا ميدون آزادي، كاش هرچي به صلاحه مردمه همون بشه،خدايا خودت كمك كن....گرچه هيچ كدوم دلشون به حال مملكت و مردم بيچاره نسوخته،ولي بهترينشون لااقل بياد سر كار.. خلاصه كه اين روزا بحث انتخاباتي داغ داغ داغه و ملت سركارن حسابي... راستي قراره هفته ي ديگه بريم اروميه، البته كرمانشاه كنسل شد و به احتمال زياد ميريم اروميه، دوستاي امين آقا ، چند تا جاي باحال معرفي كردن، قراره بريم اونجا، تا ببينيم چه شود.... اي كاش هميشه هر آنچه خدا خواهد آن شود، چرا كه تنها اوست كه برايمان بهترينها را مي خواهد
|
About
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Links
شبكه شعور كيهاني(عرفان-فرادرماني) |